صدای خاموش خیابانها: بررسی ریشه ها،آسیب ها،و راهکارهای پدیده کودکان کار
نگاهی به پدیده کودکان کار
کودکان کار، واقعیتی تلخ در بسیاری از جوامع، از جمله کشور ما هستند. این پدیده که ریشه در عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد، آینده هزاران کودک را تحت تأثیر قرار میدهد. در این مصاحبه، با چند نفر از فعالان حوزه حمایت از حقوق کودکان و همچنین یک مددکار اجتماعی صحبت کردهایم تا نگاهی عمیقتر به این موضوع داشته باشیم.
مصاحبه خبرنگار خبرگزاری کودکیار با خانم احمدی و آقای رضایی از فعال حقوق کودک
به نظر شما مهمترین دلایل پدیده کودکان کار چیست؟
دلایل متعددی در این زمینه دخیل هستند. فقر شدید خانوادهها، بیکاری والدین، اعتیاد، طلاق، سرپرست خانوار بودن مادران و همچنین نبود آموزش رایگان و با کیفیت برای همه، از جمله عوامل اصلی هستند. وقتی خانوادهای توانایی تأمین حداقل نیازهای خود را ندارد، ناگزیر کودکان نیز برای کمک به معیشت خانواده وارد بازار کار میشوند.
چه آسیبهایی کودکان کار را تهدید میکند؟
آسیبها بسیار گسترده و عمیق هستند. کودکان کار از تحصیل باز میمانند و فرصت رشد و شکوفایی استعدادهایشان را از دست میدهند. آنها در معرض خطرات جسمی و روانی فراوانی قرار دارند؛ از کار در شرایط سخت و خطرناک گرفته تا آزار و اذیتهای جسمی، جنسی و روانی. همچنین، این کودکان بیشتر در معرض اعتیاد، بزهکاری و تبدیل شدن به افراد بیخانمان در آینده قرار دارند.
آقای رضایی، مددکار اجتماعی شما از نزدیک با این کودکان و خانوادههایشان در ارتباط هستید. چه راهکارهایی برای بهبود وضعیت آنها پیشنهاد میکنید؟
اولویت اصلی باید ریشهیابی مشکلات باشد. حمایتهای اقتصادی هدفمند از خانوادههای نیازمند، ایجاد اشتغال پایدار برای والدین، گسترش مراکز حمایتی و مشاوره برای خانوادههای در معرض آسیب، و همچنین آموزش رایگان و اجباری همراه با ارائه خدمات جانبی مانند تغذیه و بهداشت در مدارس، گامهای مهمی هستند. همچنین، شناسایی و جذب کودکان کار به مدارس و مراکز حمایتی و ارائه خدمات توانمندسازی به آنها ضروری است.
برخورد جامعه با کودکان کار چگونه باید باشد؟
جامعه باید نگاهی حمایتی و نه قضاوتگرانه به این کودکان داشته باشد. آنها قربانی شرایط هستند. ما باید تلاش کنیم تا با ایجاد یک شبکه حمایتی قوی، فرصتهای برابر برای رشد و تحصیل را برای این کودکان فراهم کنیم و به آنها نشان دهیم که آیندهای روشنتر برایشان وجود دارد. تشویق به حمایت از سازمانهای مردمنهاد فعال در این حوزه نیز بسیار مؤثر است.
گفتگوی خبرنگار خبرگزاری کودکیار با سارا، دختری که قبلاً کودک کار بوده
سارا، لطفاً کمی از تجربههایت برایمان بگو.
من از ۱۰ سالگی مجبور شدم برای کمک به مادرم کار کنم. در مغازهها، سبزیفروشیها و گاهی در کارگاههای کوچک. خیلی سخت بود. از درس و مدرسه عقب افتادم و دوستانم را که به مدرسه میرفتند، حسرت میخوردم. همیشه خسته بودم و فرصتی برای بازی یا استراحت نداشتم. احساس میکردم دیده نمیشوم.
چه چیزی باعث شد که از این چرخه خارج شوی؟
خوشبختانه یک مددکار اجتماعی من را پیدا کرد و با پیگیریها و حمایتی که از من و خانوادهام شد، توانستم به مدرسه برگردم. ابتدا خیلی سخت بود که دوباره درس بخوانم، اما با تلاش خودم و کمک معلمها و خانوادهام، توانستم به تحصیل ادامه دهم و الان دانشجو هستم. امیدوارم هیچ کودکی مجبور نباشد سختیهایی را که من کشیدم، تجربه کند.






