مرگِ کودکی زیر بار مسئولیت: وقتی پسر ۱۰ ساله «پدر» می‌شود

مرگِ کودکی زیر بار مسئولیت: وقتی پسر ۱۰ ساله «پدر» می‌شود

مرگِ کودکی زیر بار مسئولیت: وقتی پسر ۱۰ ساله «پدر» می‌شود

در دنیای ایده‌آل و طبیعی، والدین تکیه‌گاه امن و تأمین‌کننده نیازهای فرزندان هستند. کودکان باید فارغ از غم نان، بازی کنند و درس بخوانند. اما در لایه‌های زیرین فقر، این هرم وارونه می‌شود. کودکان نان آور خانواده، پسران و دختران کم‌سنی هستند که دست سرنوشت، آن‌ها را خیلی زودتر از موعد به دنیای خشن بزرگسالی پرتاب کرده است. به دلیل فوت پدر، ازکارافتادگی، بیماری، اعتیاد یا زندانی بودن سرپرست، این کودکان مجبور می‌شوند سکان کشتی طوفان‌زده‌ی زندگی را در دست بگیرند.

آن‌ها دیگر «کودک» نیستند؛ آن‌ها «پدران کوچک» یا «مادران کوچک» خانه‌اند که باید نگران اجاره‌خانه عقب‌افتاده، پول داروی مادر و شهریه مدرسه خواهر و برادرشان باشند.

پدیده «والدین‌گونگی» (Parentification)

در روانشناسی، به وضعیتی که فرزند نقش والدین را بر عهده می‌گیرد، «والدین‌گونگی» می‌گویند. برای کودکان نان آور خانواده، این فقط یک نقش نیست، یک اجبار برای بقاست. واژه‌هایی مثل «بازی»، «پارک» و «رویاپردازی» برای آن‌ها بی‌معنی می‌شود و جای خود را به «قسط»، «بدهی»، «تورم» و «اضافه کاری» می‌دهد.

این کودکان یاد می‌گیرند که احساسات خود را سرکوب کنند. آن‌ها حق ندارند خسته شوند، حق ندارند گریه کنند و حق ندارند بچگی کنند، چون “مرد خانه” هستند. این فشار روانی خردکننده باعث می‌شود آن‌ها دچار «پیری زودرس روانی» شوند. آن‌ها چهره‌ای کودکانه دارند، اما نگاهشان، نگاه یک انسان شکست‌خورده و خسته چهل ساله است.

قربانیان خاموش چرخه فقر

تراژدی بزرگ برای کودکان نان آور خانواده، ترک تحصیل است. وقتی انتخاب بین «خرید نان» و «خرید کتاب» باشد، نان همیشه برنده است. ترک تحصیل باعث می‌شود این کودکان هیچ مهارتی برای آینده نیاموزند و در بزرگسالی نیز کارگر ساده باقی بمانند. این یعنی فقر از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

علاوه بر این، کارفرمایان سودجو دقیقاً به دنبال همین کودکان هستند. آن‌ها می‌دانند کودکی که خرج یک خانواده را می‌دهد، جرات اعتراض ندارد، بیمه نمی‌خواهد و با کمترین دستمزد، سخت‌ترین کارها را انجام می‌دهد. این کودکان در برابر استثمار، کاملاً بی‌دفاع هستند.

وظیفه جامعه و دولت چیست؟

جامعه گاهی با نگاه تحسین‌آمیز و حماسی به این کودکان می‌نگرد و آن‌ها را “غیور” خطاب می‌کند. اما فعالان حقوق کودک هشدار می‌دهند که این “مرد شدن” افتخار نیست، بلکه نشانه شکست سیستم حمایتی جامعه است. طبق کنوانسیون‌های بین‌المللی وسازمان جهانی کار (ILO)، سنگینی بار معیشت هرگز نباید بر دوش کودک باشد.

دولت‌ها موظف‌اند با ایجاد چتر حمایتی (بیمه بیکاری، مستمری برای زنان سرپرست خانوار و ازکارافتادگان)، نیاز مالی خانواده را تأمین کنند تا کودک بتواند به جایگاه اصلی خود، یعنی مدرسه و دنیای کودکی بازگردد.

سوالات متداول

۱. چه عاملی باعث می‌شود یک کودک نان‌آور شود؟

فوت سرپرست، طلاق و رها شدن خانواده، بیماری‌های صعب‌العلاج پدر، و از همه شایع‌تر، اعتیاد والدین که آن‌ها را از چرخه کار خارج می‌کند.

۲. آیا کودکان نان‌آور فقط پسران هستند؟

خیر. اگرچه پسران بیشتر در مشاغل بیرونی دیده می‌شوند، اما دختران نان‌آور زیادی در کارگاه‌های قالی‌بافی خانگی یا مزارع کار می‌کنند تا خرج خانه را بدهند.

۳. اصلی‌ترین آسیب روانی برای این گروه چیست؟

اضطراب شدید و دائمی ناشی از ترسِ “بی‌پولی”، افسردگی، انزوا از همسالان و احساس خشم فروخورده نسبت به والدین یا جامعه.

اشتراک گذاری:

جستجو براساس استان

جدیدترین خبرها

طلوع یک قهرمان؛ محمد خالدیان، افتخار آینده‌ساز کردستان

  کسب مقام ارزشمند قهرمانی مسابقات کشتی آزاد استان کردستان توسط نوجوان

ردپای بیولوژیک استثمار: چگونه کار کودک ساختار مغز و دی‌ان‌ای (DNA) را بازنویسی می‌کند؟

وقتی از «کودکان کار» صحبت می‌شود، ذهن غالب جامعه و پژوهشگران معطوف

جهان هرگز کشته شدن کودکان مینابی را فراموش نخواهد کرد

سفارت ایران در آفریقای جنوبی نوشت: جهان هرگز فراموش نخواهد کرد که

دیدگاه خود را ثبت کنید