مدیرکل بهزیستی قزوین گفت: طرحهای حمایتی جدید در استان با محوریت آموزش، درمان و توانمندسازی خانوادهها، تلاش دارد تا کودکان کار و خیابان را به مسیر طبیعی رشد برگرداند.
زهرا غلامرضایی، مدیرکل بهزیستی استان قزوین گفت : هدف اصلی ما در بهزیستی استان قزوین کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی ناشی از کار و زندگی کودکان در خیابان است؛ یعنی از یکسو کاهش حضور آسیبزای کودک در خیابان و از سوی دیگر کاهش پیامدهای منفی آن بر خود کودک، خانواده و جامعه است،و ما به دنبال آن هستیم که این کودکان را صرفا از سطح خیابان جمع نکنیم بلکه با مداخله تخصصی، آنها را به مسیر طبیعی رشد، تحصیل و زندگی سالم بازگردانیم.
وی ادامه داد: در کنار این هدف کلی، ما چند هدف اختصاصی از جمله ارتقای سلامت اجتماعی، کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی کودکان خیابانی، توانمندسازی خود کودک و خانواده او تا چرخه تولید کودک کار در آن خانواده متوقف شود، ارتقای کیفیت خدمات با رویکردهای نوین، خانوادهمحور، پیشگیرانه و مشارکتی، حمایت از حقوق کودکان خیابانی و حفظ منافع عالیه آنها مطابق با اسناد ملی و بینالمللی و در نهایت کاهش تصدیگری دولت و افزایش مشارکت هدفمند مردم و سازمانهای غیردولتی در رسیدگی به امور این کودکان را دنبال میکنیم.
ما باور داریم نجات حتی یک کودک و نوجوان در زمان حال، میتواند به معنای نجات دهها نفر در آینده باشد؛ زیرا کودک امروز، والد، شهروند و گاه تصمیمگیر فرداست، بنابراین سرمایهگذاری روی این کودکان، نوعی سرمایهگذاری اجتماعی بلندمدت است، نه صرفا یک اقدام حمایتی مقطعی.
غلامرضایی بیان کرد : آمار در حوزه کودکان کار و خیابان همیشه نسبی و متغیر است، چون بخشی از این کودکان سیال هستند، محل زندگی یا کارشان را تغییر میدهند، یا به صورت فصلی در خیابان دیده میشوند؛ با این حال، آمار پذیرش در مراکز میتواند تصویر نسبتا روشنی از حجم کار و میزان مداخلات به ما ارایه دهد.
به طور کلی طی سال گذشته در مرکز شبانهروزی، ۴۹ کودک کار و خیابان شناسایی و پذیرش شدند؛ در مراکز روزانه حمایتی و آموزشی (مانند خانه خورشید)، ۵۸ کودک و همچنین تا پایان اردیبهشتماه سال جاری نیز سه کودک در مراکز شبانهروزی و ۱۴ کودک در مراکز روزانه حمایتی و آموزشی، شناسایی و پذیرش شدهاند.
این ارقام چند پیام دارد؛ نخست اینکه پدیده کودکان کار و خیابان در قزوین واقعیتی انکارناپذیر است، هرچند شاید نسبت به برخی استانهای بزرگتر، حجم آن کمتر باشد، دوم اینکه مداخلات ما از سطح صرفا مشاهده، به شناسایی، پذیرش و ارایه خدمات تخصصی رسیده، یعنی کودک از حالت نامرئی برای نظام حمایتی خارج شده و زیر چتر خدمات قرار گرفته است.
نکته مهم دیگر اینکه آمار پذیرش لزوما به معنای تعداد واقعی کل کودکان کار در استان نیست، برخی از کودکان ممکن است هنوز شناسایی نشده باشند، برخی خانوادهها در مراحل اولیه اعتمادسازی هستند و برخی کودکان به دلایل مختلف از مراجعه به مراکز خودداری میکنند و به همین دلیل ما در کنار ثبت آمار پذیرش، به صورت مستمر در حال برنامهریزی برای افزایش پوشش شناسایی، جذب داوطلبانه و کاهش موانع مراجعه خانوادهها هستیم.
در نهایت، اعتقاد ما این است که حتی اگر میزان این پدیده در استان کم هم باشد، وجود یک کودک در خیابان، برای ما به عنوان جامعه و حاکمیت، یک علامت هشدار است؛ بنابراین هیچ عددی در این حوزه قابل چشمپوشی نیست.



