نقش حکمرانی در پاسداری از حقوق کودکان؛ از گهواره تا تمدن

نقش حکمرانی در پاسداری از حقوق کودکان؛ از گهواره تا تمدن

در اندیشه اسلامی، این نگاه پیش از آنکه در ادبیات جدید حقوق بشر مطرح شود، ریشه‌ای عمیق دارد. انسان در این منظومه فکری، صرف‌نظر از سن، جنسیت، جایگاه اجتماعی یا توانایی‌های فردی، دارای کرامت ذاتی است. کودک نیز از همین کرامت بهره‌مند است و به همین دلیل، موضوع ترحم یا صدقه نیست، بلکه صاحب حق است.


 

محمدمهدی سیدناصری حقوقدان و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان گفت:

 

در ادبیات معاصر حقوق عمومی، کیفیت هر نظام حکمرانی تنها با شاخص‌هایی مانند رشد اقتصادی، ثبات سیاسی یا پیشرفت فناوری سنجیده نمی‌شود. امروزه میزان حمایت از کودکان، دسترسی آنان به آموزش، سلامت، امنیت، عدالت و فرصت‌های برابر، به یکی از معتبرترین معیارهای ارزیابی توسعه تبدیل شده است. جامعه‌ای که نتواند از حقوق ضعیف‌ترین و آسیب‌پذیرترین اعضای خود حمایت کند، در حقیقت بنیان آینده خود را نیز متزلزل ساخته است. کودکان، اگرچه امروز کوچک‌ترین اعضای جامعه‌اند، اما فردا مدیران، دانشمندان، کارآفرینان، معلمان، قانون‌گذاران و حافظان فرهنگ و هویت همان جامعه خواهند بود. بنابراین، هر سیاستی که امروز درباره کودکان اتخاذ می‌شود، در واقع تصمیمی درباره آینده کشور است.

 

در اندیشه اسلامی، این نگاه پیش از آنکه در ادبیات جدید حقوق بشر مطرح شود، ریشه‌ای عمیق دارد. انسان در این منظومه فکری، صرف‌نظر از سن، جنسیت، جایگاه اجتماعی یا توانایی‌های فردی، دارای کرامت ذاتی است. کودک نیز از همین کرامت بهره‌مند است و به همین دلیل، موضوع ترحم یا صدقه نیست، بلکه صاحب حق است. حق بر حیات، حق بر رشد، حق بر آموزش، حق بر امنیت، حق بر تربیت، حق بر محبت و حق بر برخورداری از محیطی سالم، همگی از لوازم همین کرامت انسانی به شمار می‌روند. این نگاه، کودک را نه سرمایه‌ای صرفاً اقتصادی برای آینده و نه موجودی وابسته و فاقد اراده، بلکه انسانی در حال رشد می‌داند که جامعه وظیفه دارد شرایط شکوفایی استعدادهای او را فراهم آورد.

 

در جمهوری اسلامی ایران نیز حقوق کودک در چارچوب قانون اساسی، قوانین عادی و اسناد بالادستی مورد توجه قرار گرفته است. اصول مختلف قانون اساسی بر حمایت از خانواده، گسترش آموزش، تأمین اجتماعی، عدالت، رفع تبعیض، سلامت عمومی و کرامت انسان تأکید دارند؛ اصولی که تحقق آنها، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با حقوق کودکان پیوند خورده است. در سال‌های بعد نیز تصویب قوانین حمایتی و تدوین اسناد راهبردی در حوزه آموزش، خانواده، جمعیت و حمایت از اطفال و نوجوانان، نشان‌دهنده تلاش برای تقویت چارچوب حقوقی حمایت از کودکان بوده است. هرچند موفقیت این سیاست‌ها، همانند هر نظام حقوقی دیگری، به کیفیت اجرا، هماهنگی نهادها، تأمین منابع و ارزیابی مستمر بستگی دارد.

 

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حکمرانی آینده‌نگر آن است که کودک را صرفاً دریافت‌کننده خدمات عمومی نمی‌بیند، بلکه او را محور برنامه‌ریزی توسعه می‌داند. اگر امروز برای آموزش، سلامت، تغذیه، امنیت روانی و عدالت آموزشی کودکان سرمایه‌گذاری شود، نتیجه آن تنها در بهبود کیفیت زندگی یک نسل خلاصه نخواهد شد، بلکه در افزایش سرمایه انسانی، کاهش آسیب‌های اجتماعی، ارتقای بهره‌وری اقتصادی و تقویت انسجام اجتماعی در دهه‌های آینده آشکار خواهد شد. اقتصاددانان توسعه بارها نشان داده‌اند که سرمایه‌گذاری در سال‌های نخست زندگی، از پربازده‌ترین سرمایه‌گذاری‌های عمومی است؛ زیرا آثار آن در سراسر عمر انسان ادامه می‌یابد.

 

در این میان، خانواده همچنان نخستین و مهم‌ترین نهاد حمایت از حقوق کودک باقی می‌ماند. هیچ سیاست عمومی، هر اندازه گسترده و کارآمد، نمی‌تواند جایگزین نقش خانواده در شکل‌گیری شخصیت کودک شود. خانه، نخستین مدرسه انسان و والدین، نخستین آموزگاران او هستند. اعتماد، همدلی، مسئولیت‌پذیری، احترام، گفت‌وگو و اخلاق، پیش از آنکه در مدرسه آموزش داده شوند، در فضای خانواده تجربه می‌شوند. از همین رو، سیاست‌های عمومی در حوزه خانواده، تنها زمانی به تقویت حقوق کودک می‌انجامند که بتوانند امنیت اقتصادی، فرهنگی و روانی خانواده را نیز تقویت کنند.

 

نظام آموزشی نیز در این میان نقشی بی‌بدیل دارد. مدرسه، صرفاً محل انتقال دانش نیست؛ بلکه محیطی برای پرورش شخصیت، مسئولیت‌پذیری، مشارکت اجتماعی، تفکر انتقادی، قانون‌مداری و احترام به حقوق دیگران است. اگر آموزش به حفظ مطالب درسی محدود شود و از تربیت اخلاقی، مهارت‌های زندگی، گفت‌وگو، خلاقیت و پرورش توانایی‌های فردی غفلت کند، بخش مهمی از حق کودک بر رشد همه‌جانبه محقق نخواهد شد. از این منظر، عدالت آموزشی تنها به معنای ساخت مدرسه یا افزایش ظرفیت پذیرش نیست، بلکه مستلزم دسترسی برابر همه کودکان به آموزش باکیفیت، معلمان توانمند و فرصت‌های عادلانه برای شکوفایی استعدادهاست.

 

در دهه‌های اخیر، تحولات فناوری نیز ابعاد تازه‌ای به حقوق کودک افزوده است. کودک امروز در جهانی زندگی می‌کند که مرز میان فضای واقعی و فضای دیجیتال هر روز کمرنگ‌تر می‌شود. هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی، آموزش مجازی و اقتصاد داده، فرصت‌های بزرگی برای یادگیری و پیشرفت فراهم کرده‌اند، اما هم‌زمان مخاطرات جدیدی نیز به وجود آورده‌اند؛ از نقض حریم خصوصی گرفته تا خشونت دیجیتال، اعتیاد به فضای مجازی، دستکاری اطلاعات و بهره‌برداری تجاری از داده‌های کودکان. به همین دلیل، حکمرانی در قرن بیست‌ویکم دیگر نمی‌تواند حقوق کودک را صرفاً در چارچوب‌های سنتی تعریف کند. امروز حمایت از کودک، مستلزم قانون‌گذاری روزآمد، آموزش سواد رسانه‌ای، ارتقای آگاهی خانواده‌ها و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای صیانت از حقوق کودکان در زیست‌بوم دیجیتال است.

 

در کنار این تحولات، نباید از یک حقیقت اساسی غافل شد؛ هیچ قانونی، هر اندازه جامع، بدون فرهنگ عمومی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. احترام به حقوق کودک، پیش از آنکه در متن قوانین نوشته شود، باید در رفتار روزمره جامعه دیده شود. کودکی که در خانه مورد احترام قرار می‌گیرد، در مدرسه شنیده می‌شود، در جامعه احساس امنیت می‌کند و فرصت مشارکت متناسب با سن خود را دارد، با اعتماد بیشتری رشد خواهد کرد و در آینده نیز به حقوق دیگران احترام خواهد گذاشت. بدین ترتیب، حقوق کودک نه‌تنها موضوعی حقوقی، بلکه بنیان فرهنگ شهروندی و سرمایه اجتماعی هر جامعه است.

 

در نهایت، اگر بخواهیم از تمدن سخن بگوییم، باید از کودکی آغاز کنیم. تمدن، پیش از آنکه در آثار معماری، پیشرفت‌های علمی یا قدرت اقتصادی نمایان شود، در کیفیت رابطه جامعه با کودکانش آشکار می‌شود. جامعه‌ای که کودک را می‌بیند، صدای او را می‌شنود، از کرامت او پاسداری می‌کند و آینده او را در مرکز سیاست‌گذاری قرار می‌دهد، در حقیقت آینده خود را حفظ کرده است. حکمرانی زمانی می‌تواند مدعی آینده‌نگری باشد که در کنار مدیریت مسائل روز، منافع نسل‌هایی را نیز در نظر بگیرد که هنوز در تصمیم‌گیری‌های سیاسی نقشی ندارند، اما بیش از همه از پیامدهای آن تصمیم‌ها تأثیر خواهند پذیرفت.

 

از گهواره تا تمدن، مسیر طولانی اما پیوسته‌ای وجود دارد؛ مسیری که با امنیت، محبت، آموزش، عدالت و کرامت آغاز می‌شود و به جامعه‌ای توانمند، اخلاق‌مدار و پایدار می‌انجامد. هر اندازه این مسیر با حکمرانی مسئولانه، قانون‌مداری، مشارکت اجتماعی و توجه واقعی به حقوق کودکان همراه باشد، آینده کشور نیز استوارتر خواهد بود. در نهایت، بزرگ‌ترین میراث هر نسل برای نسل بعد، نه ساختمان‌های بلند، نه منابع طبیعی و نه دستاوردهای فناورانه، بلکه کودکانی هستند که در سایه امنیت، عدالت و امید، فرصت یافته‌اند به انسان‌هایی آگاه، توانمند و مسئول تبدیل شوند.

اشتراک گذاری:

جستجو براساس استان

جدیدترین خبرها

دبير کودکیارِ گیلان، برگزیده کشوری شد

مقدمه در پنجمین نشست دبیران شتاب‌دهنده اجتماعی ایران، از امیر (هامون) شاد،

نقش مؤثر هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی و خیران در پیشگیری از بازگشت کودکان به چرخه کار

رئیس اداره فوریت‌های اجتماعی، پیشگیری از آسیب‌ها و بازتوانی اعتیاد بهزیستی خراسان

نسل کشی در غزه؛ بیش از ۶۵ هزار کودک یتیم

به نقل از پایگاه خبری عرب ۴۸، وزارت توسعه اجتماعی غزه اعلام

دیدگاه خود را ثبت کنید