مصاحبه اختصاصی خبرنگار خبرگزاری کودکیار با خانم فاطمه رحیمیپور، مددکار اجتماعی و فعال حوزه کودکان کار در کرمان و مدیر عامل کانون مددکاری عشق اصیل
در این مصاحبه وضعیت کودکان کار استان، عوامل گسترش این پدیده و آسیبهای جسمی، روانی و اجتماعی آنان را بررسی میکنیم. این مرکز در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، از جمله کودکان کار، زنان و دختران آسیب دیده و اعتیاد ، خدمات آموزشی، روانشناسی و معیشتی ارائه میدهد.
قسمت اول: وضعیت کودکان کار در استان – واقعیتها و چالشها
لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در کدام استان فعالیت میکنید و از چه زمانی در این حوزه حضور دارید؟
من فاطمه رحیمیپور هستم، مددکار اجتماعی و فعال حوزه آسیبهای اجتماعی در استان کرمان. از سال ۱۳۹۸ در زمینه حمایت از کودکان کار و خانوادههای در معرض آسیب فعالیت میکنم و مدیر عامل کانون مددکاری عشق اصیل هستم. این مرکز با ارائه خدمات مددکاری، روانشناسی و معیشتی، بر توانمندسازی خانوادهها و حمایت مستمر از کودکان کار تمرکز دارد. هدف اصلی ما این است که کودکان، حتی در شرایط سخت خانوادگی، بتوانند مسیر رشد و آموزش سالم را طی کنند و خانوادهها توانمند شوند تا چرخه آسیب کمتر تکرار شود.
وضعیت کودکان کار در استان شما چگونه است؟
وضعیت کودکان کار در ماههای اخیر در استان کرمان، بهویژه در مناطق حاشیهای و کمبرخوردار، همچنان قابل بررسی است. عواملی مانند شرایط اقتصادی خانوادهها، ضعف دسترسی به آموزش باکیفیت و اعتیاد والدین باعث شده کودکان بهعنوان نیروی کمکی اقتصادی وارد چرخه کار شوند. این پدیده محصول ترکیبی از فقر، ناپایداری شغلی، محدودیت پوششهای حمایتی و عدم آگاهی خانوادههاست. کودک در این شرایط انتخابکننده نیست؛ بلکه شرایط خانوادگی او را به بازار کار میکشاند.
مهمترین عوامل گسترش پدیده کودک کار چیست؟
مهمترین عوامل عبارتند از فقر اقتصادی و نبود درآمد پایدار خانوادهها، اعتیاد پدر یا مادر که توان مالی و نقش حمایتی خانواده را کاهش میدهد، محدودیت خدمات حمایتی، آموزشی و روانشناسی برای کودکان و خانوادهها و ضعف برنامههای پیشگیرانه و آموزش کافی والدین. بهطور کلی، کار کودک یک مسئله فردی نیست؛ نتیجه همزمانی چندین عامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و بدون مداخله چندبخشی ادامه مییابد.
شرایط اقتصادی، فرهنگی یا جغرافیایی استان چه تأثیری بر زندگی کودکان کار گذاشته است؟
شرایط اقتصادی استان، بهویژه در مناطق حاشیهای، فشار زیادی بر خانوادهها وارد میکند. افزایش هزینههای زندگی باعث شده کودکان بهعنوان نیروی کمکی اقتصادی کار کنند. اعتیاد والدین نیز توان مالی و حمایت خانواده را کاهش داده و کودکان را آسیبپذیرتر میکند. محدودیت خدمات آموزشی و روانشناسی و مهاجرت برخی خانوادهها، بهویژه خانوادههای اتباع، دسترسی کودکان به فرصتهای رشد و آموزش سالم را محدود کرده است. ترکیب این عوامل، شرایط کودکان کار را پیچیده و چالشبرانگیز میکند.
کودکان کار بیشتر با چه آسیبها و خطراتی مواجه هستند؟
کودکان کار با مجموعهای از آسیبهای جسمی، روانی و اجتماعی روبهرو هستند. حضور در کار یا خستگی ناشی از آن موجب ترک تحصیل یا افت تحصیلی شده و آینده شغلی و اجتماعی کودک را تحت تأثیر قرار میدهد. کار در محیطهای غیرایمن، حمل بار و حضور طولانیمدت در خیابان سلامت جسمی آنان را تهدید میکند. کودکان همچنین در معرض بزهکاری، سوءاستفاده اقتصادی، شبکههای مواد مخدر و فشار روانی ناشی از مسئولیت زودهنگام قرار دارند. کاهش عزتنفس، احساس محرومیت و طرد اجتماعی نیز پیامدهای جدی اما کمتر دیدهشده این شرایط است. این آسیبها، اگر بهموقع شناسایی و مداخله نشوند، چرخه فقر و آسیب را در نسل بعدی نیز بازتولید میکنند.



