مقدمه:
کودکان کار در سراسر جهان، از کشورهای در حال توسعه تا جوامع پیشرفته، وجود دارند. طبق گزارش سازمان بینالمللی کار، بیش از ۱۶۰ میلیون کودک کار در جهان مشغول به کار هستند، که حدود ۷۳ میلیون نفر از آنها در مشاغل خطرناک فعالیت میکنند. این آمار نشاندهنده عمق فاجعهای است که کودکان کار با آن مواجهاند. در دنیای مدرن، شکل کار کودک تغییر کرده است. اگر در گذشته کودکان کار بیشتر در خیابانها یا کارگاهها دیده میشدند، امروزه برخی از آنها در فضای مجازی به عنوان ابزار تولید محتوا مورد بهرهکشی قرار میگیرند. این کودکان، چه در خیابان و چه در دنیای دیجیتال، از حقوق کودک محروماند و در معرض آسیبهای جسمی و روانی متعددی قرار دارند.
علاوه بر این، کودکان کار در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، هند و بنگلادش بیشتر در معرض مشاغل سنتی مانند کشاورزی، کار در کارگاههای کوچک یا فروشندگی خیابانی هستند. در مقابل، در کشورهای توسعهیافته، ممکن است کودکان کار در مشاغل غیررسمی مانند توزیع مواد یا فعالیتهای آنلاین غیرقانونی درگیر شوند. این تفاوتها نشاندهنده تأثیر فرهنگ و اقتصاد بر نوع کار کودک است. با این حال، در همه موارد، این کودکان از حق طبیعی خود برای رشد، آموزش و امنیت محروم میشوند.
ضرورت انجام این مطالعه و ارزشیابی سیاست های مرتبط با مساله کودکان کار در ایران از دو منظر قابل توجه است:
منظر اول نبود هرگونه ارزشیابی جامع از سیاست ها و برنامه های ساماندهی در دو دهه اخیر
منظر دوم نبود الگوی جامع مواجهه و مداخله در موضوع کودکان کار خیابانی و ضرورت اتخاذ رویکرد مداخله ار منظر مددکاری اجتماعی بار میگردد.



