دست‌ های کوچک در جست‌ و جوی سهمی از زندگی

دست‌ های کوچک در جست‌ و جوی سهمی از زندگی

در خیابان‌ های شلوغ شهر، میان چراغ قرمز و سبز و رفت‌ و آمد بی‌ پایان خودروها، کودکانی ایستاده‌ اند که به جای کیف مدرسه و توپ بازی، بار زندگی را بر دوش می‌ کشند؛ کودکانی که کار برایشان نه یک انتخاب، بلکه راهی برای کمک به خانواده یا تأمین ابتدایی‌ ترین نیازهای زندگی شده است.


 

خیابان برای بسیاری از کودکان محل بازی، رفت‌ و آمد و رسیدن به مدرسه است، اما برای برخی دیگر به محل کسب درآمد تبدیل شده است. کودکانی که در چهارراه‌ ها گل، دستمال، خوراکی یا کالاهای کوچک می‌ فروشند، شیشه خودروها را پاک می‌ کنند یا ساعت‌ هایی طولانی در مشاغل غیررسمی حضور دارند، تصویری آشنا از مسئله‌ ای اجتماعی هستند که پشت ظاهر ساده آن، مجموعه‌ ای از مشکلات اقتصادی، خانوادگی و اجتماعی قرار دارد.

دیدن کودکی که در ساعات مدرسه یا در گرمای روز در خیابان کار می‌ کند، تنها یک تصویر شهری نیست؛ نشانه‌ ای از شکاف‌ هایی است که اگر به‌ موقع شناسایی و مدیریت نشوند، می‌ توانند مسیر زندگی یک کودک را برای سال‌ ها تغییر دهند.

وقتی کار، جای کودکی را می‌ گیرد

کودک کار پیش از آنکه یک «نیروی کار» باشد، کودکی است که نیازمند آموزش، امنیت، بازی و حمایت است. حضور طولانی‌ مدت در خیابان می‌ تواند کودک را در معرض انواع آسیب‌ ها قرار دهد؛ از حوادث ترافیکی و خشونت گرفته تا سوءاستفاده اقتصادی، ترک تحصیل و فرسودگی جسمی و روانی.

برخورد با کودکان کار نباید صرفاً به جمع‌ آوری آنها از سطح خیابان محدود شود، زیرا در بسیاری از موارد، کودک معلول یک مسئله بزرگ‌ تر است و ریشه اصلی مشکل را باید در وضعیت اقتصادی خانواده، مهاجرت، بیکاری والدین، فقر و ضعف دسترسی به خدمات حمایتی جست‌ و جو کرد.

 

دست‌ های کوچک در جست‌ و جوی سهمی از زندگی%

 

پشت هر کودک کار، یک داستان خانوادگی است

پشت هر کودکی که در خیابان کار می‌ کند، الزاماً یک داستان مشابه وجود ندارد. برخی برای کمک به تأمین هزینه‌ های خانواده وارد بازار کار می‌ شوند، برخی به دلیل شرایط خانوادگی از تحصیل فاصله گرفته‌ اند و برخی دیگر در چرخه‌ ای قرار گرفته‌ اند که فقر، کار، ترک تحصیل و فقر دوباره یکدیگر را تقویت می‌ کنند.

همین تفاوت‌ ها ضرورت شناسایی دقیق شرایط هر کودک را نشان می‌ دهد. یک نسخه واحد برای همه کودکان کار نمی‌ تواند نتیجه مطلوبی داشته باشد. حمایت آموزشی برای یک کودک، توانمندسازی خانواده برای دیگری و مداخله تخصصی اجتماعی برای کودکی دیگر ممکن است راهکار مناسب‌ تری باشد.

 

مدرسه، مهم‌‌ ترین مسیر بازگشت

یکی از مهم‌ ترین نقاط مقابله با آسیب‌ های ناشی از کار کودک، مدرسه است. کودک زمانی که از چرخه آموزش خارج می‌ شود، بخش مهمی از فرصت‌ های رشد اجتماعی و اقتصادی آینده خود را از دست می‌ دهد.

شناسایی دانش‌ آموزان در معرض ترک تحصیل، حمایت از خانواده‌ های کم‌ برخوردار و ایجاد ساز و کارهای حمایتی برای بازگشت کودکان به مدرسه بسیار اهمیت دارد، اگر هزینه‌ های تحصیل، رفت‌ و آمد، تغذیه یا نیازهای اولیه باعث خروج کودک از مدرسه شده باشد، حمایت هدفمند از خانواده می‌ تواند مؤثرتر از برخورد مستقیم با کودک باشد.

در این نگاه، مبارزه با کار کودک از خیابان آغاز نمی‌ شود؛ بلکه از مدرسه، خانواده و سیاست‌ های حمایتی آغاز می‌ شود.

جمع‌ آوری کافی نیست

یکی از چالش‌ های مهم در مواجهه با کودکان کار، تبدیل یک مسئله اجتماعی به مسئله‌ ای صرفاً انتظامی یا شهری است. دور کردن کودک از یک چهارراه، بدون آنکه وضعیت خانواده، تحصیل و آینده او بررسی شود، ممکن است تنها محل حضور او را تغییر دهد.

 

اگر کودک پس از مداخله دوباره به همان شرایط خانوادگی و اقتصادی بازگردد، احتمال بازگشت او به خیابان نیز وجود دارد. بنابراین مداخلات اجتماعی زمانی می‌ توانند پایدار باشند که میان نهادهای حمایتی، آموزش و پرورش، بهزیستی، دستگاه قضایی، شهرداری و سازمان‌ های مردم‌نهاد هماهنگی واقعی شکل بگیرد.

شهر مسئول کودکانش است

شهر فقط مجموعه‌ ای از خیابان‌ ها، ساختمان‌ ها و میدان‌ ها نیست؛ کیفیت یک شهر را می‌ توان از میزان توجه آن به گروه‌ های آسیب‌ پذیر نیز سنجید. کودکی که ساعت‌ ها در خیابان کار می‌ کند، بخشی از واقعیت اجتماعی همان شهر است و نادیده گرفتن او، مسئله را حل نمی‌ کند.

راهکار پایدار، حمایت از خانواده، جلوگیری از ترک تحصیل، آموزش مهارت‌ های زندگی، ارائه خدمات مشاوره‌ ای و روان‌ شناختی، شناسایی کودکان در معرض آسیب و ایجاد فرصت‌ های قانونی برای توانمندسازی والدین است. در چنین رویکردی، هدف حذف کودک از خیابان نیست؛ هدف بازگرداندن کودک به مسیر طبیعی رشد و زندگی است.

 

کودکی را نمی‌ شود به فردا موکول کرد

کودک کار، پیش از آنکه تصویری از فقر باشد، تصویری از مسئولیت اجتماعی است. هر بار که کودکی پشت چراغ قرمز دستمالی برای فروش بالا می‌ برد یا در خیابان به دنبال مشتری می‌ گردد، مسئله‌ ای فراتر از یک معامله چند هزار تومانی شکل گرفته است؛ مسئله، آینده کودکی است که ممکن است سال‌ های مهم زندگی خود را به جای مدرسه و بازی، در خیابان سپری کند.

 

حل این معضل نه با ترحم مقطعی و نه با حذف ظاهری کودکان از معابر، بلکه با سیاست اجتماعی پایدار، حمایت از خانواده و تضمین حق آموزش و امنیت کودک امکان‌ پذیر است. شاید نخستین گام این باشد که شهر را از نگاه همین کودکان ببینیم؛ شهری که برای بزرگسالان پر از خیابان و فرصت است، اما برای کودکی که مجبور به کار شده، گاهی تنها یک راه برای دوام آوردن دارد.

اشتراک گذاری:

جستجو براساس استان

جدیدترین خبرها

کودکان هرمزگان زیر ذره‌ بین مرجع ملی حقوق کودک؛ از مستند سازی میناب تا کودکان کار 

سفر دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک به هرمزگان با بازدید از

سازمان ملل بار دیگر درباره وضعیت بشردوستانه یمن به ویژه کودکان هشدار داد

دستیار دبیرکل سازمان ملل در امور بشردوستانه و معاون هماهنگ‌ کننده امداد

اولویت‌دهی به حمایت از کودکان در معرض آسیب در شورای اجتماعی ایرانشهر

معاون استاندار سیستان و بلوچستان و فرماندار ویژه شهرستان ایرانشهر اظهار کرد:

دیدگاه خود را ثبت کنید