سه ویدئوی تازهانتشار از غزه، پرده از یک فاجعهٔ خاموش برمیدارد؛ کودکانی که قربانی بمب و موشک نیستند، اما در محاصرهای درمانی جان میدهند.
آیسلِ ۳ ماهه با بیماری نادر پوستی، میان جوندگان و گریههای بیپایان، التماسِ اکسیژن دارد؛ عبداللهِ ۳ ساله با ریهای ناقص، به لولهها وصل است و دیانا با قلبی بیمار و سوءتغذیه، مادرش را از بیمارستانی به دفتر حقوق بشری کشانده، بیآنکه نسخهای پیدا شود. این سه پرونده، تنها نوک کوه یخِ هزاران کودکیاند که در اردوگاههای آوارگان، چشم به راهِ «اجازهٔ خروج» دوختهاند.
آمارها اما روایتگر ابعاد هولناکتر این تراژدیاند: از ۱۷ هزار و ۷۵۷ درخواستِ اعزام به خارج برای درمان، تنها ۱۲۰۴ بیمار توانستهاند غزه را ترک کنند؛ یعنی کمتر از ۷ درصد. گذرگاه رفح هم که از فوریهٔ ۲۰۲۶ مجدداً باز شده، تا امروز فقط به ۳۵۱۶ نفر اجازهٔ تردد داده، آن هم درحالیکه بیش از ۲۷۰۰ نفر در همین مدت به غزه بازگشتهاند.
معاون وزیر بهداشت غزه، این وضعیت را «نسلکُشیِ خاموش» مینامد؛ محرومیتی که نه با خاکستر، که با قرص و سرم و اکسیژن، جانِ کودکان را میگیرد.
در این میان، مادرانِ خستهتر از جنگ، از صفهای بیانتها و کمبودِ پول برای حداقلِ مراقبت میگویند؛ زنانی که میان بیمارستانها و سازمانهای حقوق بشری سرگرداناند، بیآنکه پزشکی برای فرزندشان پیدا شود. این گزارش، تصویری از جنگی است که دوربینها کمتر نشانش میدهند؛ جنگی که در آن، حقِ درمان به موشکبارانِ روِزانه بدل شده و هزاران کودک، در لیستِ انتظارِ مرگ، منتظرِ یک خروجیِ کوچک از محاصرهاند.



