از مدرسه تا اشتغال؛ روایت یک مسیر برای توسعه مناطق کم‌برخوردار

از مدرسه تا اشتغال؛ روایت یک مسیر برای توسعه مناطق کم‌برخوردار

توسعه در مناطق کم‌برخوردار زمانی می‌تواند به تغییری ماندگار در زندگی مردم منجر شود که از تأمین زیرساخت‌های ضروری عبور کرده و به توانمندسازی اقتصادی خانواده‌ها برسد؛ رویکردی که در مجموعه طرح‌های بنیاد علوی، از نوسازی مدارس و تقویت فضاهای اجتماعی و ورزشی تا شناسایی ظرفیت‌های بومی و ایجاد کسب‌وکار دنبال شده است.


 

در مناطق کم‌برخوردار، کمبود امکانات معمولاً به یک حوزه محدود نمی‌شود. ممکن است دانش‌آموزان با کمبود فضای آموزشی مناسب مواجه باشند، مسجد محله نیازمند بازسازی باشد و در همان حال، خانواده‌ها برای یافتن شغل و درآمد پایدار با مشکل روبه‌رو باشند. به همین دلیل، اقدامات توسعه‌ای اگر به شکل جدا از یکدیگر اجرا شوند، نمی‌توانند همه ابعاد مسئله را پوشش دهند.

 

نگاهی به مجموعه اقدامات انجام‌شده در این مناطق نشان می‌دهد که توسعه زیرساختی، اجتماعی و اقتصادی در کنار یکدیگر دنبال شده است؛ از جایگزینی مدارس ناایمن و ایجاد فضاهای ورزشی گرفته تا تجهیز مساجد و حمایت از مشاغلی که بر پایه توانمندی‌های همان منطقه شکل گرفته‌اند.

 

عدالت آموزشی از کلاس درس شروع می‌شود

 

یکی از مهم‌ترین نیازهای مناطق کم‌برخوردار، دسترسی دانش‌آموزان به فضای آموزشی ایمن و استاندارد است و در همین راستا بنیاد علوی طرح جایگزینی مدارس سنگی و ناایمن را در ۸۵ شهرستان دنبال کرده و تاکنون ۱۴۰ مدرسه آماده تحویل شده است. مجموع پروژه‌های تعریف‌شده نیز به یک هزار و ۱۰۹ کلاس درس می‌رسد.

 

اهمیت این اقدام فقط به ساخت مدرسه محدود نیست؛ چراکه کیفیت محیط آموزشی یکی از مؤلفه‌های اثرگذار بر فرصت‌های برابر تحصیلی است. دانش‌آموزی که در یک منطقه محروم زندگی می‌کند، نباید به دلیل شرایط محل زندگی خود از حداقل‌های یک محیط آموزشی مناسب محروم باشد.

 

در کنار آموزش، ورزش نیز بخشی از برنامه‌های توسعه‌ای این مناطق بوده است. ایجاد زمین‌های چمن مصنوعی در مناطق هدف، امکان استفاده دانش‌آموزان و نوجوانان از فضاهای ورزشی را افزایش داده و می‌تواند به ارتقای نشاط اجتماعی و سلامت آنان کمک کند.

 

مسجد؛ یک پایگاه اجتماعی در محله

 

در بسیاری از روستاها و محلات کوچک، مسجد تنها یک محل برای برگزاری آیین‌های مذهبی نیست و بخشی از فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی مردم نیز در همین فضا شکل می‌گیرد. از این منظر، بازسازی و تجهیز مساجد می‌تواند کارکردی فراتر از بهبود یک ساختمان داشته باشد.

 

بنیاد علوی در طرح «نور» با همین نگاه به تعمیر، تجهیز و بهسازی مساجد مناطق کم‌برخوردار پرداخته است. بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، در این طرح صدها مسجد تجهیز شده و اقداماتی از تأمین فرش و وسایل سرمایشی و گرمایشی تا اجرای پروژه‌های تعمیراتی انجام شده است.

 

چنین اقداماتی می‌تواند زمینه را برای حضور بیشتر مردم در فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی و اجتماعی فراهم کند و مسجد را به یکی از محورهای ارتباطی جامعه محلی تبدیل کند.

 

نسخه اشتغال برای همه مناطق یکسان نیست

 

اما اگر توسعه قرار باشد به بهبود واقعی زندگی خانوارها منجر شود، نمی‌توان از مسئله اشتغال عبور کرد. تجربه طرح‌های اشتغال بنیاد علوی نشان می‌دهد که در این بخش، یک الگوی واحد برای همه مناطق دنبال نمی‌شود.

 

ابتدا شرایط اقتصادی، ظرفیت‌های محلی، مواد اولیه، نیروی انسانی و بازار منطقه بررسی می‌شود و پس از آن، برای هر منطقه مسیر مشخصی برای ایجاد اشتغال تعریف می‌شود. شناسایی افراد دارای ظرفیت و بررسی توانایی آنان برای اجرای طرح نیز بخشی از این فرآیند است.

 

در این مدل، پرداخت تسهیلات نقطه پایان کار نیست. اینکه یک محصول امکان فروش داشته باشد و بتواند هزینه‌های خود را تأمین کند، از ابتدا مورد توجه قرار می‌گیرد؛ چراکه کسب‌وکاری که بازار نداشته باشد، حتی با دریافت سرمایه نیز نمی‌تواند به اشتغال پایدار منجر شود.

 

گاهی یک نیاز ساده، آغاز چند شغل است

 

نمونه‌هایی از این رویکرد را می‌توان در برخی روستاها مشاهده کرد؛ مناطقی که در نگاه نخست شاید از ظرفیت صنعتی ویژه‌ای برخوردار نباشند، اما بررسی دقیق نیازهای مردم، فرصت‌های تازه‌ای ایجاد می‌کند.

 

در یکی از این مناطق مشخص شد خدمات روزمره‌ای مانند فروشگاه، آرایشگاه، خیاطی، کافی‌شاپ و برخی فعالیت‌های خدماتی در روستا وجود ندارد. پس از شناسایی افراد توانمند و برگزاری جلسات محلی، حدود ۲۵ فرصت شغلی در همین حوزه‌ها ایجاد شد.

 

این تجربه نشان می‌دهد ایجاد اشتغال همیشه به معنای راه‌اندازی واحدهای بزرگ تولیدی نیست؛ گاهی پاسخ به نیازهای موجود در همان جامعه محلی می‌تواند نخستین گام برای شکل‌گیری یک زنجیره اقتصادی باشد.

 

وقتی ظرفیت بومی به محصول تبدیل می‌شود

 

یکی از ویژگی‌های این مدل، تکیه بر داشته‌های هر منطقه است. اگر یک منطقه در کشاورزی ظرفیت دارد، همان بخش می‌تواند محور اشتغال قرار گیرد؛ اگر ماده اولیه خاصی در اختیار مردم است، می‌توان با فرآوری و ایجاد ارزش افزوده از آن درآمد ایجاد کرد.

 

در واقع، به جای آنکه برای همه مناطق یک فعالیت اقتصادی مشابه تعریف شود، تلاش می‌شود مزیت‌های محلی شناسایی و به فعالیت اقتصادی تبدیل شوند. سنگ، محصولات کشاورزی، پشم یا حتی گیاهان بومی مانند ارغوان می‌توانند نقطه شروع چنین کسب‌وکارهایی باشند.

 

توسعه وقتی معنا پیدا می‌کند که در زندگی مردم دیده شود

 

جمع‌بندی این تجربه‌ها نشان می‌دهد توسعه مناطق کم‌برخوردار را نمی‌توان فقط با تعداد پروژه‌های عمرانی یا میزان اعتبار هزینه‌شده سنجید. مدرسه ایمن، فضای ورزشی مناسب و مسجد مجهز، بخشی از زیرساخت مورد نیاز جامعه است؛ اما در نهایت، آنچه می‌تواند زندگی خانواده‌ها را متحول کند، دسترسی به فرصت اقتصادی و درآمد پایدار است.

 

از سوی دیگر، اشتغال نیز زمانی ماندگار خواهد بود که بر ظرفیت واقعی منطقه استوار باشد و بازار مشخصی برای محصول یا خدمت آن وجود داشته باشد. به همین دلیل، از صنایع‌دستی و سنگ در مشهد تا پشم، کشاورزی و گیاهان بومی، هر منطقه می‌تواند مسیر اقتصادی متفاوتی داشته باشد.

 

در چنین نگاهی، توسعه نه یک پروژه منفرد، بلکه زنجیره‌ای از اقدامات است؛ زنجیره‌ای که از مدرسه و زیرساخت آغاز می‌شود، به توانمندسازی می‌رسد و در نهایت باید خود را در درآمد، اشتغال و ماندگاری خانواده‌ها در منطقه نشان دهد.

اشتراک گذاری:

جستجو براساس استان

جدیدترین خبرها

خانواده‌ای که می‌آموزد، فرزندی که نمی‌فروشد

تأثیر آموزش بر خانواده کودکان کار، یکی از کلیدی‌ترین موضوعاتی است که

چرا رفتارهای کودکان فرزندخوانده‌ متفاوت است؟

تفاوت‌های رفتاری کودکان فرزندخوانده با فرزندان زیستی، ریشه در «پیشینه تجربه امن»

افزایش ۱۰ برابری ابتلا به دیابت نوع ۲ در کودکان آمریکایی

نتایج یک مطالعه تازه نشان می‌دهد موارد ابتلا به دیابت نوع ۲

دیدگاه خود را ثبت کنید