یک روانشناس بالینی گفت: برای نجات کودک از کابوسهای جنگی، مهمترین کار بازگرداندن حس امنیت با حضور آرام والدین است.
جنگ تنها به ویرانی خیابانها و خانهها محدود نمیشود؛ عمیقترین زخمهایش اغلب بر روان لطیف کودکان مینشیند.
یکی از رایجترین و آزاردهندهترین نشانههای این آسیبهای روانی، کابوسهای شبانهای است که پس از تجربه صداهای انفجار، استرس مداوم و ترس از تکرار حوادث هولناک، کودکان را درگیر میکند.
در چنین شرایط بحرانی، بسیاری از والدین با دیدن کابوسهای مکرر فرزندشان دچار سردرگمی میشوند؛ نمیدانند در نیمهشب باید کودک را بیدار کنند و درباره جزئیات بپرسند یا تنها به آرام کردن او بسنده کنند.
کارشناسان تأکید دارند که پاسخ صحیح در همان لحظات اولیه بیداری از خواب، میتواند تفاوت میان «تشدید ترس» و «بازگشت به امنیت» را رقم بزند.
آگاهی از اصول ساده اما علمیشده رفتار با کودک کابوسدیده، امروز به یک ضرورت غیرقابلانکار برای خانوادههایی تبدیل شده که در شرایط جنگی زندگی میکنند.
دکتر سارا حیدری، روانشناس بالینی و مشاور خانواده و کودک، به تحلیل این پدیده و ارائه راهکارهای عملی برای والدین پرداخت.
کابوسهای جنگی؛ تلاش ذهن برای پردازش تروما
وی با اشاره به طبیعی بودن این واکنش اظهار کرد: کابوس دیدن بعد از تجربههای ترسناک، یک واکنش طبیعی مغز به استرس و تروما است.
مغز کودک در خواب نیز تلاش میکند اتفاقات ترسناک را پردازش و معنا کند، به همین دلیل کابوسها ممکن است چند شب یا حتی چند هفته ادامه پیدا کنند.
این روانشناس بالینی، کابوسهای جنگی را تصویری چندوجهی از آسیبهای عمیق جنگ بر روان و شناخت کودک دانست و افزود: از منظر روانشناختی، مغز کودک در مواجهه با استرس، تجربیات را بهطور ناقص و آشفته ذخیره میکند.
این موضوع به دلیل حجم زیاد اخبار ناگوار و ناتوانی در همسانسازی آگاهانه رخ میدهد و همان چیزی است که در قالب کابوسهای تکرارشونده ظاهر میشود.
حیدری افزود: یکی از مهمترین کارکردهای کابوس در کودکان، تلاش ناخودآگاه برای بازگرداندن حس امنیت و کنترل بر محیط است.جنگ با به هم ریختن امنیت عاطفی و ایجاد تهدیدهای غیرقابل پیشبینی، کودک را در استرس مداوم قرار میدهد و کابوسها مکانیسم دفاعی مغز برای مقابله با این وضعیت هستند.
وی در ادامه به مهمترین نیاز کودک در شرایط جنگی اشاره کرد و گفت: مهمترین نیاز کودک، احساس امنیت است.


استراتژیهای رفتاری در لحظه بیداری و پس از آن
تحقیقات نشان میدهد حضور آرام و مطمئن والدین، مهمترین عامل کاهش استرس کودک بعد از تجربههای ترسناک است. کودک باید حس کند یک جای امن به نام خانواده دارد.
این روانشناس بالینی اضافه کرد: وقتی کودک از کابوس بیدار میشود، والدین باید آرام کنارش بمانند، او را بغل کنند و با صدای آرام بگویند: «الان امن هستیم، من پیشت هستم.» این کلمات ساده اما قدرتمند، به کودک اطمینان میدهند که مراقبش هستند و تنها نیست.
حیدری در خصوص نحوه گفتگو درباره کابوس تصریح کرد: هرگز وسط شب نباید از کودک درباره جزئیات کابوس پرسید. شب فقط او را آرام کنید و گفتگو را برای روز بعد بگذارید.
وی گفت: از کودک بپرسید «دوست داری درباره خوابت حرف بزنی؟» یا «میخوای نقاشیش کنی؟» که بیان احساسات از این طریق، به پردازش ترس کمک میکند.
این مشاور خانواده توضیح داد: اگر کودک نمیتواند صحبت کند، از او بخواهید کابوس را بکشد. نقاشی کشیدن به کودک کمک میکند تا احساسات خود را ابراز کند.
هدف؛ ایجاد فضایی امن برای ابراز احساسات است، نه بازجویی. ترسها با تمرینات تدریجی ابراز میشوند و کودک میآموزد به جای فرار، با ترسهایش روبرو شود.


والدین؛ آینه آرامش و پناهگاه عاطفی کودک
حیدری با بیان یک جمله مهم یادآور شد: کودک بیش از آنکه به اخبار گوش دهد، به چهره و رفتار شما نگاه میکند. صدای لرزان یک مادر یا سکوت نگران یک پدر، پیامهای قدرتمندی به کودک منتقل میکند. شما باید آرام بمانید، امید بدهید و فضای امن را نگه دارید.
در میان آشفتگیهای جنگ، مهمترین وظیفه والدین ایجاد یک پناهگاه عاطفی است؛ خانهای که در آن آرامش، همدلی و عشق جاری باشد، حتی اگر بیرون صداهای هولناک شنیده شود.
این روانشناس تأکید کرد: والدین باید به کودک اجازه دهند ترسهایش را بیان کند و به او اطمینان دهند که دوستش دارند که این بهترین راهکار در آرام شدن روان کودک است.
وی خاطرنشان کرد: رفتار و نگرش والدین، آیینهای است که کودک وضعیت پیرامون خود را در آن میبیند. حفظ آرامش ظاهری، نشان دادن قاطعیت در مواجهه با ترسها و ارائه تصویری از امید، به کودک کمک میکند باور کند این دوران سخت نیز خواهد گذشت.



